شعر شبانه با طعمی قدیمی
پنجشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۵۸ ق.ظ
امشب یادم افتاد یه دفتر شعر قدیمی دارم که خیلی وقته بهش سر نزدم. از سال 86 به بعد دیگه شعری توی این دفترم ننوشتم.
چند تا تکه کاغذ دارم که روی هر کدوم شعرهای مورد علاقه خودم در طی سالهای 84 و 85 رو یادداشت کردم.

قرعه به اسم یکی از شعرهای احمد شاملو با نام شبانه از کتاب آیدا در آیینه افتاد.
قسمت پایانی این شعر رو اینجا مینویسم. اما حیفه که دکلمه زیبای رضا پیربادیان رو گوش نکنید.
با آرزوی لحظاتی خوش.
میان آفتاب های همیشه
زیبائی تو
لنگری ست -
نگاهت
شکست ستمگری ست -
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست.